|
فسيل شناسى يا ديرينه شناسى يا پالئونتولوژى
پالئونتولوژى يا ديرينه شناسى از سه کلمه يونانى Paleos به معنى "ديرين" و Onta به مفهوم "موجودات" و Logos به مفهوم "شناخت و بحث کردن " گرفته شده است.
ديد کلى
فسيل شناسى بحث درباره گياهان و جانورانى است که سابقا در سطح زمين زندگانى کردهاند. بقايا و اثراتى را که از گياهان و جانورانى در رسوبات مختلف زمين ديده مىشود، فسيل مىنامند و فسيل شدن عبارت از مجموع پديدههايى است که در نتيجه آن آثار و بقاياى گياهان و جانوران در رسوبات مختلف زمين حفظ مىشوند. نخستين شرط لازم براى اينکه جانور يا گياهى فسيل شود اين است که گياه يا جانور در هواى آزاد نماند و بواسطه خاک يا عوامل ديگر محفوظ گردد و در ميان رسوبات جاى گيرد. بنابراين هر چه جانور يا گياه کوچکتر باشد، بهتر باقى خواهد ماند. در صورتى که جانوران بزرگ به ندرت باقى مىمانند و بصورت فسيل ديده مىشوند.
تاريخچه
فسيل شناسى از زمانهاى قديم مورد بحث و توجه انسان واقع شده ، حتى انسانهاى دوره پارينه سنگى اکثرا در صدد تجسس و تحقيق فسيل بر آمده و آنها را کلکسيون مىنمودهاند. عدهاى ديگر ، از اين فسيلها به عنوان زينت استفاده مىکردند (گردنبند و گلوبند و غيره ). اين فسيلها که به توسط انسان جمع آورى شده در اکثر غارهاى فرانسه و بلژيک و مصر ديده مىشوند.
سير تحولى و رشد
* آناکسيماندر ( 6 قرن قبل از ميلاد ) عقيده داشته است که زمين در اثر تغييراتى به حالت کنونى در آمده ، البته عقايد او متکى به اطلاعات فسيل شناسى و زمين شناسى بوده است.
* فيثاغورث که پيشواى پيتاگوريسينها بوده چنين مىنويسد: قبول کنيد که هيچ چيز در اين دنيا از بين نمىرود بلکه تغيير صورت مىدهد و به اشکال ديگرى در مىآيد. کوههاى مرتفع امروزى قعر درياهاى قديمى مىباشند و يافتن صدفهاى دريايى در اين کوهها دال بر اين امر است.
* ارسطو ( 400 سال قبل از ميلاد ) تحقيقاتى در جانور شناسى و تشريح مقايسهاى و رويان شناسى کرده است نامبرده عقيده دارد که طغيان دريا در روى خشکيها باعث مىشود که فسيلها به وجود آيند.
* فالوپ معتقد بود که فسيلها در نتيجه تخمير زيرزمينى تشکيل گرديدهاند.
* ابو على سينا پزشک و طبيعيدان معروف ايرانى معتقد بود که فسيلها حيوانات زندهاى بودهاند که سابقا در سطح زمين مىزيستهاند.
* اردان در سال 1552 اعلام کرد صدفهايى که در نواحى دور از دريا پيدا مىشوند معلوم مىدارند که آن نواحى سابقا به واسطه دريا احاطه شدهاند.
* لامارک ( 1832 ـ 1744 ) کتابى به نام فلسفه جانور شناسى فراهم آورده و در اين کتاب طريقه اشتقاق جانوران را از يکديگر بيان کرده است.
* داروين ( 1882 ـ 1809 ) براى مطالعه شعب علوم طبيعى در سن بيست و دو سالگى عازم آمريکا مىگردد و در همين آزمايشگاه طبيعت است که علوم طبيعى را فرا مىگيرد و تئورى تکامل و تغييرات تدريجى براى او آشکار مىگردد. به عقيده وى اشکال مختلف جانوران از يکديگر منشعب مىگردند.
انواع فسيل شناسى
* فسيل شناسى گياهان
* فسيل شناسى جانوران
انواع فسيلها
فسيلهاى شاخص
اين فسيلها داراى گسترش جغرافيايى وسيع بوده ولى در زمان کوتاه زمين شناسان مىزيستهاند. مانند فسيل آمونيت که منحصرا در کرتاسه ميانى وجود داشته است.
فسيلهاى غير شاخص
اين فسيلها تقريبا در تمام دورهها و يا دورانهاى زمين شناسى وجود داشتهاند و شاخص زمان معين و کوتاه زمين شناسى نيستند. مانند برخى دوکفهاىها ، شکم پايان ، مرجانها و غيره.
فسيلهاى رخساره
فسيلهايى هستند که ارزش پالئوژئوگرافى آنها بيش از اهميت بيوستراتيگرافى آنهاست. اين فسيلها مىتوانند معرف وضعيت جغرافيايى زمان زيست خود از نظر آب و هوا و ساير شرايط محيط زيستى باشند. مثلا فسيل کلنيهاى مرجانى حاکى از محيط ساحلى دريا و آب و هواى استوايى تا نيمه استوايى است.
کاربرد فسيلها در زمين شناسى
* مهمترين کاربرد فسيلها در تعيين سن طبقات زمين مىباشد.
* فسيلها معرف شرايط محيطى جغرافياى ديرينه بوده و در اين مورد اطلاعات با ارزشى را در اختيار دانشمندان قرار مىدهند.
|