زمین شناسی محیط زیست

اصول و مفاهيم اصلى جهت درک زمين شناسى محيط زيست، در قالب هشت اصل آورده شده است که در زير به هر يک از اين اصول به طور اختصار شرح داده مى شود.
اصول اول
اولين مشکل زيست محيطى، افزايش جمعيت است. کل اثر محيط يک فرآيند به اين صورت تعريف شده است:
تعداد جمعيت X اثر آن فرآيند روى يک نفر = کل اثر محيط يک فرآيند

بنابراين هر چه تعداد جمعيت افزايش يابد اثر کل آن فرآيند بر روى محيط زياد خواهد بود. اين مشکلات ناشى از افزايش جمعيت به نام بمب جمعيت معروف است. با افزايش جمعيت مشکلاتى از قبيل کاهش ذخاير و مشکلات زيست محيطى مانند آلودگى آبهاى زيرزمينى و سطحى و توليد زباله هاى خطرناک به وجود مى آيد. 
  

 

اصل دوم
زمين اساسا يک سيستم بسته است و براى حل مشکلات زيست محيطى بايد نرخ تغييرات و واکنش ها و زمين را بدانيم هر سيستم از چند جز تشکيل شده است و آن اجزا از يکديگر تاثير بر مى دارند. مثلا کره زمين داراى چهار جز اتمسفر، هيدروسفر، بيوسفر و ليتوسفر است و تغيير در هر کدام، ممکن است روى ديگرى تاثير بگذارد. پس هر جز تمايل به تغيير دارد به عبارت ديگر هر چيز روى چيز ديگر اثر مى گذارد. اين را اصل وحدت محيط مى گويند.
اصل سوم
زمين تنها محيط قابل سکونت است و ذخاير آن محدود هستند. اين اصل در واقع دو قسمت دارد، قسمت اول اينکه زمين تنها محيط قابل سکونت است که در دسترس ما است و قسمت دوم اينکه گر چه ذخاير کمى قابل بازيابى هستند ولى بسيارى از آنها قابل بازيابى نيستند. لذا در آينده بايد به اين فکر بود که بازيابى از بيشتر ذخاير صورت بگيرد. حتى آبهاى آلوده نيز مى توانند جز ذخاير آبى محسوب شوند.
اصل چهارم
فرآيندهاى فيزيکى که امروزه رخ مى دهند، در طول دوره هاى زمين شناسى نيز رخ داده و باعث تغيير و تحول سطح زمين شده اند. البته شدت و فراوانى اين فرآيندها، بسته به تغييرات طبيعى و مصنوعى، در طول زمان متغير بوده است. از روى مطالعه فرآيندهاى امروزى مى توان فرآيندهاى زمانهاى گذشته را بازسازى کرد. اين نظريه که امروز کليد گذاشته است به نام يکنواخت سازى معروف است. البته اين نظريه نمى گويد که شدت و فراوانى اين فرآيندها در طول زمان ثابت بوده است يکى از مهمترين عواملى که روى شدت و فراوانى فرآيندها اثر مى گذارد، انسان است. و به عنوان مثال درست است که رودخانه ها هم در گذشته و هم امروزه، سيل ايجاد مى کنند، ولى به علت فعاليت هاى بشرى تعداد سيلها و شدت آنها ممکن است امروزه با گذشته فرق کند. اين اثرات بشرى، گر چه در مقياس جهانى ممکن است کوچک به نظر برسند، ولى در مقياس محلى، آنها بسيار شديد مى شوند. 
  

 

اصل پنجم
هميشه فرآيندهاى زمين شناسى براى بشر خطرناک بوده اند (البته نه همه آنها) لذا خطرات طبيعى بايد شناسايى شوند و تا آنجا که امکان دارد از آنها پرهيز گردد. بشر از زمان آغاز حياتش در روى کره زمين، با خطرات طبيعى روبرو بوده است و تلفات داده است. اما با تکامل بشر و متمرکز شدت فعاليت هاى بشرى در محيط هاى خاص (مثل شهرها)، آلودگى محيط زيست و اثرات خطرناک زمين شناسى بيشتر مى شود. مثلا زلزله رودبار که اگر 4 ميليون سال پيش رخ مى داد و
چون مردم کمى در آنجا بودند تعداد تلفات کمتر بود ولى امروزه اثرات و تلفات آن به علت تمرکز مردم در يک محيط کوچک ،بسيار زياد بود.
فرآيندهاى طبيعى زمين شامل فرآيندهاى اگزوژنتيک مانند هوازدگى و بارش و فرآيندهاى اندوژنتيک مثل فعاليت هاى ماگمايى مى باشند. فرآيندهاى طبيعى فوق از قيبل سيل، زلزله و فعاليت هاى آتشفشانى هميشه زندگى بشر را تهديد مى کرده اند. لذا وظيفه يک زمين شناس محيط زيست است که آگاهى هاى لازم جهت پرهيز از فرآيندهاى فوق را، تا آنجا که امکان دارد، در اختيار جامعه قرار دهد.
اصل ششم
طرحهاى استفاده از آب و خشکى و کلا طرح ريزى استفاده از منبع زمين بايد طورى باشد که تا آنجا که اقتصاد اجازه مى دهد، محيط زيبا و دلنشينى را براى همنوعان ايجاد کنيم. 
  

 

اصل هفتم
اثرات استفاده از خشکى، به صورت تجمعى است. بشر با يافتن آْتش و کشاورزى و ساير منابع، تکامل يافته و همچنانکه شهرها و مزارع گسترش مى يابند نحوه استفاده از خشکى نيز متنوع مى‌شود و بدين جهت اثرات استفاده از خشکى به صورت تجمعى است. امروزه تقريبا جايى از زمين يافت نمى‌شود که تحت تاثير فعاليت هاى بشرى قرار نگرفته باشد و هر روز هم فعاليت بشر، اثرات بيشترى روى محيط زيست مى گذارد. البته گر چه اثرات انسان در مقايسه با اثرات و انرژى کوهسازى آتشفشانها و انرژى رودخانه ها و غيره کمتر است اما در محيط هاى شهرى و بشرى بسيار زياد و موثر هستند و مى توانند منجر به فاجعه شوند. مرگ، افزايش جمعيت، کاهش ذخاير و صنعتى شدن عواملى هستند که احتمال وقوع فاجعه را افزايش مى دهند. در اثر اين عوامل نه تنها مشکلاتى از قبيل از بين رفتن جنگل و توسعه صحراها به وجود مى آيد بلکه خطرات ناشى از زباله هاى شيميايى و بارنهاى اسيدى نيز وجود دارد. بدترين اين فعاليت بشرى، انفجارات هسته اى است.
اصل هشتم
اصلى ترين مشکله محيط يک انسان، فاکتور زمين شناسى است لذا، براى درک اين محيط زيست نياز به دانش زمين شناسى شاخه هاى آن داريم. از قبيل ژئومورفولوژى، رسوب شناسى، تکتونيک، هيدروژئولوژى، زمين شناسى اقتصادى و زمين شناسى مهندسى .